پښتو | دری | English
  • Medica Afghanistan
  • Advocacy
  • Psychosocial and Health Program
  • Legal Aid Program
 

پیشینۀ کار ما

از سال 2001 بدینسو زنان و دختران افغان به  دستاوردهای قابل توجهی به ویژه در عرصه هایی مشارکت سیاسی، تحصیل و اشتغال دست یافته اند. ولیکن این دستاوردها هم فریبنده و هم شکننده اند. در گام نخست، پیشرفت در جهت حقوق اساسی بشری زنان بمثابه نقش روی کاغذ باقی مانده ولی در عمل نادیده گرفته شده است؛ قانون اساسی سال 2004 تصریح مینماید که زنان و مردان در برابر قانون دارای حقوق مساوی اند، در حالیکه بعضی قوانین ملی و سنتی افغانستان نسخه های ضد و نقیضی را که بیان کننده عدم مساوات بین زن و مرد میباشد بیان میدارند و سیستم قضایی ناکارأ و فاسد، در برابر مسائل جنسیت نا بینا است. ثانیاً، منافع بدست آمده توسط زنان بطور نابرابر توزیع میشود؛ دسترسی به آموزش و اشتغال که به بسیاری زنان شهرنشین مهیا میباشد اما به مناطق روستایی کشور گسترش نیافته است. بالاخره، خطر واقعی وجود دارد که دستاوردهای ده سال اخیر به ناکامی مواجه خواهد شد و یا معکوس خواهد گردید. هیچ قانون دیرپا، اقدامات قضایی و یا ساختار های دولتی وجود ندارد تا از آنان  محافظت نماید و یا یک رهبر سیاسی و اجتماعی نیست که به نفع آنها صحبت کنند.

 

تبعیض متداول و رایج علیه زنان در واقعیت های زندگی اجتماعی مشهود است. بین سال های 2005 و 2010، 66 فیصد از پسران، اما تنها 40 فیصد از دختران به مکاتب ابتدایی راه یافتند؛ و 75 فیصد از دختران در چند سال اول از رفتن به مکتب بازماندند. 18 فیصد پسران در لیسه ها مصروف آموزش بودند، اما تنها 6 فیصد از دختران توانستند به درسهای شان در لیسه ها ادامه دهند. بیش از 40 فیصد از مردان باسواد هستند، اما تنها 12 فیصد از زنان از سواد برخوردار اند. مردان میتوانند چهار زن داشته باشند، زنان تنها یک همسر میداشته باشند. طلاق برای مردان آسان ولیکن برای زنان بسیار دشوار است. زن مطلقه نمی تواند به تنهایی زندگی کند و باید پس به خانواده والدین خود برگردد که ممکن است حاضر به پذیرفتن او نباشند. علاوه بر این، ازدواج اجباری و ازدواج زیرسن  هردو در افغانستان غیر قانونی است، اما 57 فیصد از دختران افغان قبل از سن قانونی 16 سالگی (18 سالگی برای پسران) به شوهر داده میشوند و 60 الی 80 فیصد ازدواج ها اجباری اند. ازدواج های زود هنگام دختران را وادار میسازد تا مکتب را ترک کنند و حامله شدن زودهنگام صحت و سلامت زندگی زنان  را تهدید می کند. میزان مرگ و میر مادران در سال 2010، افغانستان را فقط کمی جلوتر از بسیاری از کشورهای فقیر آفریقایی قرار داد، در حالیکه میزان مرگ و میر نوزادان در جهان به بالاترین حد باقی مانده است.

 

در افغانستان زنان ازنسل ها بدینسو تحت نام فرهنگ ورسم ورواج، انواع مختلفی ازخشونت ها رامتحمل گردیده وهمواره به صفت جنس مورد معامله گری ها قرارگرفته اند. اخیراً، برای خاموش ساختن آنان از تفاسیر سیاسی اسلام استفاده شده است. سالهای حکمروایی طالبان با داشتن نظام ستمگر و محبوس ساختن زنان، یک نومیدی پاینده را بالای فضای فرهنگی بجا گذاشته است. علاوه بر این رنجها و پریشانی های تاریخی، بیش از سی سال جنگ ویرانگر حومه های شهرها و حتی شهر های بزرگ را به ویرانه مبدل کرد. طی سالهای جنگ و ناامنی، زنان و دختران از خشونت های سیاسی و نظامی آسیب دیدند. آنچه که بیشتر دردآور است آنست که، جنگی که یک کشور را به ویرانه تبدیل میکند، ارزش های اجتماعی، ساختارهای خانواده گی، و ویژگی های سازنده یک انسان یعنی ذهن و روح و روان را نیز صدمه می زند. بسیاری از افغان ها نه تنها خانواده و خانه های خود را از دست داده اند بلکه همچنین احساس همدردی، همدلی،  مروت  و حس بشردوستی را نیز از دست داده اند. هنگامیکه قوی منحیث رئیس یا عضو یک خانواده در برابر ضعیف از خشونت کار میگیرد، زنان و دختران مورد هدف انواع خاص خشونت ها قرار میگیرند.

 

این خشونت ها شامل تجاوز جنسی، حمله فیزیکی،  لت و کوب، آدم ربایی، ازدواج اجباری، ازدواج  های زیرسن ، حبس فیزیکی، فحشای اجباری، گرسنگی، شکنجه، قطع اعضای بدن، قتل، به اصطلاح قتل های ناموسی، و ترور سیاسی میباشند. همچو خشونت ها علیه زنان و دختران در افغانستان رایج است. یک نظرسنجی از 4700 زن در سراسر کشور، در سال 2008 منتشر گردید، که نشان میداد 87.2 فیصد زنان حداقل یک شکل خشونت فیزیکی، جنسی، یا روانی و یا ازدواج اجباری را در طول عمر خود تجربه کرده بودند. این تحقیق توسط کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان انجام شد و نشان میداد که بیش از 50 فیصد از زنان افغان هدف خشونت خانوادگی قرار گرفته اند. چنین خشونت ها زنان را به فرار از منزل، و پذیرفتن خطر دستگیری و زندانی شدن و یا حتی عواقب بدتر از آن یعنی خاتمه دادن به زندگی هایشان وادار میسازد. یک مطالعه که در سال 2006 توسط میدیکا افغانستان در کابل، وردک و هرات انجام شد، نشان میداد که 40 فیصد از زنان و دختران که از خود سوزی جان باخته بودند از طرف شوهران و یا خانواده های شوهران شان مورد خشونت قرار گرفته بودند، 29 فیصد آنان مجبور به ازدواج های اجباری و 30 فیصد عروس های خوردسال بودند. زنان افغان هنوز هم در یک جامعه مردسالار زندگی میکنند که در آن بیرحمی و خشونت به عنوان ابزار سرکوب استفاده می شود.

 

تجارب حاصله میدیکا افغانستان از کمک به زنان مظلوم به این نتیجه رسید که خشونت یک نوع رفتار سرایت کننده، زهراگین و سمی است که نه تنها از یک مجرم به مجرم دیگر انتقال میکند، بلکه از یک مجرم به قربانی نیز سرایت میکند که ممکن است او نیز در برابر دیگران از خشونت کار بگیرد. بویژه، ممکن است زنان بر علیه زنان و کودکان، یک همسر در برابر همسر دیگر، یک خشو در برابر عروس، یک مادر در برابر فرزندان خودش از خشونت کار گیرد و هر یک قربانی خشونت دیگری را قربانی خشونت بسازد. زنانی که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته اند و یا مجبور به ازدواج شده اند، بطور مثال، ممکن است از لحاظ عاطفی بی احساس شوند و حس همدلی را از دست دهند. به جای همدردی، بین اعضای خانواده و نسل های بعدی رشک و حسادت اوج میگیرد،  و ممکن است که خشم دوباره به خشونت بگراید.

 

امروز زنان در حدود 49 فیصد نفوس افغانستان را که تقریباً 30 میلیون تخمین شده است، تشکیل میدهند. و وضعیت فعلی آنان در برابر رشد انسانی یک چالش جدی بشمار میرود. زنان افغان بصورت عموم در گام نخست در مقایسه با همسران شان و در قدم دوم در مقایسه با زنان کشور های دیگر، در بدترین وضعیت قرار دارند. وضعیت آنان از لحاظ مراقبت های صحی، تعلیم و تربیه و حفاظت از خشونت بسیار زیاد وحشتناک است. با سعی و تلاش برای کمک به آنان، میدیکا افغانستان با موانع بزرگی مواجه است. نا امنی های روز افزون در کشور، حملات مخالفین در برابر نیروهای افغان و خارجی ترس، بی اعتمادی و نا امیدی گسترده ای را در پی دارد. اینچنین وضعیت زنان را به سکوت، حبس و انزوا محکوم مینماید. علاوه بر این، نگرش های مذهبی محافظه کارانه در برابر زنان بگونه فزاینده در سیاست ها پدیدار میشوند، و در قوانین تبعیض آمیز و مغایر قانون اساسی بتصویب میرسند. مثلاً: عیب جویی در مورد خانه های امن زنان؛ بنابراین، اینکار برای زنان بسیار زیاد مشکل میشود تا بخاطر مطالبه حقوق شان اعتماد بنفس داشته باشند، و برای مدافعان حقوق زنان مانند میدیکا افغانستان نیز مشکل است تا بی پرده سخن بگوید. با لاخره، قوۀ قضایه که باید قوانین نافذه و قانون اساسی را که تضمین کننده حقوق زنان اند حمایت کند، در عوض یا به سبب غفلت و یا به سبب فساد آن را نادیده میگیرد.

 

در حال حاضر، سهم زنان افغان در اقتصاد خانواده هایشان، در اقتصاد کشور منحیث کارگران، و در آینده کشور منحیث عوامل مثبت برای تغییر ناشناخته مانده است، و در عین حال دستاوردهای را که زنان طی دهه اخیر به دشواری و مشقت  کسب نموده اند، تداوم این دستاورد های را در آینده نمی توان ضمانت کرد. در این زمینه، میدیکا افغانستان با ایستادن درکنار زنان به مبارزه خود ادامه میدهد .

 
Donation Page

برعلاوه ارائه خدمات مستقیم به زنان، میدیکا افغانستان جهت حساس ساختن مردان وزنان درموضوعات کلیدی چون خشونت به اساس جنسیت آموزش های را برای کارمندان صحی ، کارمندان ارگانهای حقوقی وسایرین براه میاندازد.

 

میدیکا افغانستان تمامی برنامه های آموزشی ذیلاً توضیح شده را برحسب  نیازمندیهای خاص مؤسسات و شرکت کنندگان می تواند سازگار بسازد.   

 مطالعه بیشتر. . .

 

 
Top of Page